سلام:

بی فکر قبلی می نویسم.......داستان نیست....حرفه...حرف حرفم که نیست

می دونی یهو چی شد؟دلم گرفت که هیچکی onنیست...هیچکی حالمو نپرسیده...هیچ خبر مهیجی نیست...دلم گرفت از اینکه آخرین تاریخ به روز شده ی مهرا نزدیک ۱ ماه پیشه....دلم گرفت از اینکه یکم فکر کردم تا passاینجا یادم اومد....دلم گرفت که خیلی وقته کسریonنشده...دلم گرفت که خیلی وقته صدرا رو ندیدم تا با هم کل بندازیم...کاهو جونم نیست تا قبل و بعد هر کلمه ای ۱۰۰ تا قلب بزنیم...آدما تموم شدن تا منو طناز با هم بهشون بخندیم انقدر تموم شدن که من به مدت یک ربع هیچی  نداشتم به تن تن بگم.....

خیلی چیزای دیگم مزید بر علت شدن...آدمایی که تو بمب گذاری مردن که من ۲ تاشونو می شناختم(جالبه واستون که بدونید نزدیکای ۱ ساعت پیش یه بمب دیگه سر فاز ۲ خیابون ما منفجر شد؟؟!!!کمتر از۷۰۰ متر از خونمون فاصله داشت و من به اهواز آروم فکر می کنم که حالا به پیشواز ۴شنبه صوری رفته) بازم هست که بگم...این که دم ورودی دانشگاه به طور شرماورانه ای می گردنمون و این توهین مستقیمه..... بازبگم؟نه دیگه نمی گم...دیگه نمی گم...قرار بود اینجا راوی هم باشیم نه اینکه بشینیم قصه حسین کرد شبستری بگیم......

وقتی راوی جوهر قلمش خشک می شه باید هم نقالی کنه و سفره ی دل پهن کنه....اعتراف می کنم که دیگه نمی تونم بنویسم...یه بار یه چیزایی در مورد جرقه گفته بودم...جرقه ندارم...یه مدتم نمی خوام باشم...می خوام با نژلا برم سراغ کتاب فروشی کمند لای دو ردیف کتاباش ول بخوریم...با آقای تپل(که فامیلش یادم رفته)صاحب اونجا بحث کنیم...دزدکی کتاب جیبی بخونیم و باز عکسهای جدیدی که از روستا های دور و بر داره رو ببینیم...به محض اینکه از شر کتابهام راحت شم می رم

هیچ وقت با کسری قرار نذاشته بودیم که اینجا حرف بزنیم...می شه تو یه وبلاگ دیگم حرف زد...واقعا حوصله ساختن وبلاگ جدیدو نداشتم...تنها علت اینجا اومدن و زرت و پرت کردن های بی سر و ته و بی ربط همین بود....امیدوارم کسری که on شد در اولین فرصت این پست و پاک کنه....

پ.ن:۱.کاهو جونم تولدت مبارک

پ.ن:۲.امتحاناتونو خوب پشت سر گذاشته باشین

پ.ن:۳.اینم از آپی که خواستید شرمنده اونی که باید نبود

پ.ن:۴.تعطیلات میان ترم به همتون خوش بگذره

پ.ن:۵.مرسی از این که خوندید و نظر دادید

پ.ن:۶.اصلا به منزله خداحافظی نبود مهرا معلقه.کسری که بیاد شاید..نمی دونم

 

خوش باشید...........................

                                                مهسا